خرید بک لینک

" كتاب خوان " عنوان سلسله نشست هایی است که به منظور به اشتراک گذاری کتاب های خوانده شده و با هدف ترویج و تبلیغ مطالعهدر قالب معرفی کتاب برگزار میxadگردد. این جلسات در فضایی صمیمی تلاش دارد تجربیات مطالعاتی افراد کتابخوان را برای سایر علاقمندان کتاب و کتابخوانی به اشتراک گذارد.

بخش هایی از کتاب های معرفی شده در نشست


1. آرامش در پرتو ایمان/ نوشته ی جوئل اوستین/ ارائه دهنده: هانیه قوامی پور/ انتشارات ققنوس


کتابی که به شما معرفی میکنم حاوی مطالبی سرشار از عشق و انسانیت است و به ما می آموزد که کلمات از چه قدرت خلاقانه ای برخوردارند و هر واژه چه خوب و چه بد، چه تاثیری در زندگی و آینده فرد و خانواده و اطرافیانش خواهد داشت.

کتاب "آرامش در پرتو ایمان" اثر جوئل اوستین با ترجمه شبنم سمیعیان توسط انتشارات ققنوس در سال 1392 به چاپ رسید، که تنها شرح خلاصه ای از کتاب را بیان می کنم:

بسیاری از مردم از زندگی خود گله دارند، حرفهایی مانند این که "من هرگز موفق نخواهم شد"، "این بیماری مرا از پا خواهد انداخت" ، "اوضاع خیلی خراب است و از پس کار برنخواهیم آمد" ، "زندگی فقط به کام دیگران است" و مطالب دیگر که زندگی را بر خود و دیگران جهنم می کنند. در این کتاب به ما می آموزد که به خود اتکا داشته باشیم، راه درست زندگی را بیابیم و از سختی ها و مشکلات هراسی نداشته باشیم و برای پیشرفت در زندگی از ایمان به خدا غفلت نکنیم.

نویسنده در جائی از کتاب می گوید ترس و ایمان از یک نظر مشترکند، هر دو آنها می خواهند باور کنیم ترس را و ایمانمان را. ترس می گوید: منفی ها را باور کن، مثلا پهلویت اگر درد می کند، بدان که مادربزرگت از این بیماری مرد و کارت تمام است. درحالیکه ایمان می گوید: این بیماری دائمی نیست موقتی است و به زودی بهبود پیدا می کنی.

در مجموع این کتاب به ما می آموزد راه درست کدام است، چگونه در پرتو ایمان و توکل به خدا راه آرامش و زندگی بهتر را پیدا نمائیم.


2. در آغوش خوشبختی/نوشته لرد آویبوری/ ارائه دهنده: زهرا طالبی طاهر/ انتشارات چاپخانه شرق


این نسخه از کتاب "در آغوش خوشبختی" با عنوان انگلیسی اصلی "خوشی های زندگی" با ترجمه مهرداد مهرین در سال 1351 توسط چاپخانه شرق به چاپ رسید.

لرد آویبوری از نویسندگان توانا قرن 19 در انگلستان بوده است که این اثر را در با رویکرد روانشناسانه جهت شناخت راه های درست زندگی کردن به نگارش درآورده است. کتاب شامل 23 فصل متنوع با موضوعات و مباحث مختلفی می باشد که در هر فصل راجع به موضوعی از زندگی بشری با نثری روان و ساده با خواننده صحبت می کند. فصل اول این کتاب با عنوان وظیفه خوشبخت بودن با این جمله آغاز می شود: اگر کسی خوشبخت نیست تقصیر از خودش است، زیرا خداوند همه را خوشبخت آفریده.

فصل های این کتاب با عناوینی از قبیل: نعمت دوستی، لذت مسافرت، انتخاب کتاب، علم، جاه طلبی، ثروت، تندرستی، ارزش وقت، هنر، شعر، موسیقی، مذهب، امید پیشرفت، سرنوشت انسان و.... با نثری شیوا و صریح به بیان مطالبی شیرین و حقایقی که انسان و خدا را به هم نزدیکتر می کند می پردازد.

به طور کلی این کتاب مجموعه ای است از مطالب بسیار جالب و خواندنی که با فهم آنها به انسان آرامش داده و دنیای دیگری را به ما نمایان می سازد.


3. نامیرا / نوشته صادق کرمیار /ارائه دهنده: زینب حیدری/ انتشارات کتاب نیستان


در مورد عنوان کتاب ابتدا خواننده فکر می کند «نامیرا» فقط اسمی هنری است که برای جلب مخاطب انتخاب شده و یا ناشر و نویسنده خواستهاند ابهام داستان را زیاد کنند. اما کتاب را که تا انتها بخوانی معلوم میشود که به خاطر این مفهوم انتخاب شده: پهنهی سرزمین کربلا به اندازهی کل زمین وسعت پیدا کرده و عاشورا همیشه نمیراست.

«نامیرا» داستانی است شخصیتمحور. نویسنده کتاب را مثل رمانهای کلاسیک با شروعی آرام آغاز میکند، تصویرسازی میکند، شخصیتها را یک به یک وارد داستان میکند، آنها را معرفی میکند و با داستان پیش میبرد. و در معرفی شخصیت ها و روایت داستان به حقیقت ماجرا و تاریخ وفادار بوده است.

نوشتن داستانی که مخاطب، آخرش را میداند کار سختی است که نویسنده با نگاه درست به عاشورا به خوبی از آن بهرهگرفته است.

در «نامیرا» است که میفهمی بخشی از انبوه مردمی که به امام نامه نوشتند حضور امام را برای منافع شخصی خود میخواستند. امضاها به خاطر درد دین نبود بلکه برای طایفهای سؤال این بود که چرا معاویه شام را برتر از کوفه دانسته است. وقتی که ابنزیاد سر کیسه را شل کرد و از بیتالمال کیسههای طلا بخشید، دیگر آمدن امام فایدهای برای این قوم نداشت. قصور معاویه را یزید جبران کرده بود، شاید اگر امام میآمد به کوفه و زعامت قوم را برعهده میگرفت اینان باز هم مخالفت میکردند. هرچند ابنزیاد هلاکشان کرد و دستشان را به خون پسر پیامبر آلوده کرد.

«نامیرا» داستان عاشقانه هم دارد و نویسنده آگاهانه به درام در کتابش خوب پرداخته است. «عشق» در نامیرا عشق بازاری نیست؛ آنجایی که سلیمه دختر عمرو بنحجاج با ربیع پیمان زناشویی میبندد و خوشحال است که همسرش محب علی و اولاد اوست و خشمگین میشود که چرا پدرش به حسین علیهالسلام پشت کرده است. این عشق آن قدر قوی است که وقتی ربیع کارش به تردید میکشد، سلیمه هشدار میدهد که پیوند آن دو از سر حب علی و حسین علیهماالسلام است.

در داستان کسانی را میبینیم که در لحظههای آخر به کاروان امام میرسند و البته چه خوش میرسند. اینان مدیون یک لحظه محاسبهی درست هستند تا بسوی امام بروند و البته میروند و میتوانند با امام باشند.

این اثر «کتاب نیستان» در انتشارات آثار فاخر ادبیات دینی یک رویکرد ماندگار خواهد بود. جریانی آهسته ولی با چگالی جدی جریانسازی در ادبیات انقلاب اسلامی ایران.

جمله ای از کتاب:

آنها بهشت خداوند را آرزو می کنند درحالی که نه مالی در راه خدا داده اند و نه جان خویش را به خطر انداخته اند.

از او زیان کار تر کسی است که دشمن خود را خویش می پندارد دوست خود را دشمن!


4. قلندر و قلعه/ نوشته یحیی یثربی/ارائه دهنده: زهرا مشهدی کریمی/نشر قو


مولف این كتاب، دكتر سيد يحيي يثربي از آشنايان به حكمت اشراق است و از اين رو از آنچه در منابع دربارهی زندگي شيخ اشراق آمده است، بهره گرفته است و از آثار خود شيخ اشراق نيز عبارات و نكاتي را در متن داستان گنجانده است و بنابراين قلندر و قلعه اطلاعات درستي دربارهی زندگي شيخ اشراق به مخاطب عام عرضه ميكند. قلندر و قلعه از نظر داستاني متوسط است و از كشش ها و جذابيتهاي داستاني کمی بهره برده است. كتاب از نثري پخته و سنجيده برخوردار است و اثري روان و دلنشین است. استفادهی مناسب از اشعار سهراب سپهري در ابتداي فصلها و در مواردي در متن بر جذابيت ادبي و تأثيرگذاري آن افزوده است.

در آغاز این داستان، نویسنده دوران کودکی شهابالدین را توصیف کرده است. به گونهای که یحیی در دوران کودکی هر شب خواب میبیند که برای پرواز کردن یک بال بیشتر ندارد و احتیاج به بال دیگری دارد که با آن پرواز کند و چون میفهمد که این بال همان علم و دانش است طی پافشاریهای زیاد سرانجام پدر و مادرش را راضی میکند که برای یادگیری علوم مختلف به شهرهای دیگر سفر کند؛ اما پس از این همه تلاش و درس خواندن، سرانجام به جایی میرسد که ادامه دادن این درسها را بیفایده دانسته و همهی آنهایی را که خوانده است، تکراری میپندارد. به همین دلیل تصمیم گرفت به جستجو بپردازد. روزی در راه ناگهان در پی این جست و جو به آتشکدهی زرتشتیان میرسد و با مغ آتشکده آشنا میشود، صحبتهایش را میشنود، احساس میکند که حرفهایش از جنس سخنهایی که تا آن روز شنیده بود و خوانده بود نیست. در آتشکده با دختری به نام سیندخت آشنا میشود. سیندخت دختر مغ است و حوادث را از پیش میداند. از باطن افراد خبر میدهد و گاهی آیندهی آنها را برایشان بازگو میکند. یحیی به شدت شیفتهی او میشود. از طرفی آگاهی سیندخت از باطن دیگران او را نگران می کند؛ شاید سیندخت این دلدادگی را نشان گستاخی بپندارد... .

شهاب الدین یحیی بن حبش بن امیرک ابوالفتوح سهروردی، ملقب به شهابالدین، شیخ اشراق، فیلسوف نامدار ایرانی اهل قیدار از استان زنجان ایران است. شهابالدین سهروردی در سال ۵۴۹ هجری قمری/۱۱۵۵ میلادی در دهکده سهرورد از توابع شهرستان خدابنده واقع در استان زنجان ایران متولد شد. وی تحصیلات مقدماتی را در مراغه آموخت و در علوم حکمی و فلسفی سرآمد شد. سهروردی بعد از آن به اصفهان، که در آن زمان مهمترین مرکز علمی و فکری در سرتاسر ایران بود، رفت. سهروردی پس از پایان تحصیلات رسمی، به سفر در داخل ایران پرداخت، و از بسیاری از مشایخ تصوف دیدن کرد. او همچنین سفرهایش را گسترش داد و به آناتولی و شامات رسید، در یکی از سفرها از دمشق به حلب رفت و در آنجا با ملک ظاهر پسر صلاح الدین ایوبی دیدار کرد. ملک ظاهر که محبت شدیدی نسبت به صوفیان و دانشمندان داشت، مجذوب این حکیم جوان شد و از وی خواست که در دربار وی در حلب ماندگار شود. سهروردی نیز که عشق شدیدی نسبت به مناظر آن دیار داشت، شادمانه پیشنهاد ملک ظاهر را پذیرفت و در دربار او ماند. در همین شهر حلب بود که وی کار بزرگ خویش، یعنی، حکمةالاشراق را به پایان برد.

سهروردی مکتب خود را ادامه راه ابن سینا می داند، وی می گوید که می خواهم این تفکر را احیا کنم که فهم اشراق است و آدمی ظرفی خالی نیست که پر شود، بلکه فانوسم که روشن می شوم.


5. سگ سالی/نوشته بلقیس سلیمانی/ارائه کننده:سیده نفیسه موسوی سجاد/ انتشارات چشمه


بلقیس سلیمانی، نویسنده و منتقد ادبی، فارغالتحصیل رشته فلسفه در مقطع کارشناسی ارشد. وی رمان اولش بازی آخر بانو را در سال 80 نوشته و در سال 84 منتشر شد که کتابش برنده جایزه ی ادبی مهرگان و بهترین رمان جایزه ی ادبی اصفهان شد و بعد از آن چندین اثر داستانی مستقل به چاپ رسانده. رمانهای «بازی آخر بانو» و «خاله بازی» و «پسری که مرا دوست داشت» در زمینههای عشق و روایت و قدرت هستند که داستان آنها در زمان رویدادهای سیاسی - اجتماعی دهه ۱۳۶۰ ایران قرار دارد و نقش اصلی و محوری آنها با زنان است. سلیمانی در این مجموعه رمانها انسان را در موقعیتهای مختلف و خطیر مانند مرگ، انتخاب، قتل و... قرار داده و عکسالعمل او را بررسی میکند.

"سگ سالی" داستان سالهای سگی دانشجویی است که به دنبال آرمانهایش بود. دانشجویی که آرمانهایش را در شعارهای یک جریان سیاسی دید و به ایدولوژی آن سازمان دل باخت. موضوع داستان سگ سالی موضوعی واقعی است اما پرداخت شخصیتها و اتفاقات داستان تخیلی است. وقایع داستان در یکی از روستاهای استان کرمان شکل گرفته و شخصیت اصلی آن قلندر، از اعضای سازمان مجاهدین خلق است که اتفاقاتی برایش رخ میدهد. همزمان با حوادث سال 60، از پخش و توزیع نشریات سازمان دست میکشد و فرار کرده و به روستای خود، شمسآباد بازمیگردد تا برای مدتی در امان باشد، اما او خود را در طویله خانه پدری، در گودالی حفرشده به مدت 24سال (از سال 60 تا 84) پنهان می کند که در این مدت فقط پدرش دادالله و مادرش ماه سلطان از این موضوع اطلاع دارند. ظرف این مدت در کنار حیوانات و ککها و شپشها حوادث سیاسی را از طریق رادیو و اتفاقات زندگی خصوصی و اطرافیانش را از طریق سوراخی که در دیوار طویله کنده است، جزبهجز دنبال میکند. چشمهایش روزبهروز ضعیفتر میشوند، ستون فقراتش قوز میکند، نامزدیاش با صنم، دختر عمویش به هم میخورد. حسینعلی، پسر عموی هم سن و سالش به نیروهای انقلاب اسلامی و داوطلبان جنگ میپیوندد. او در این سالها از سازمان و اهدافش دل میکند. درمییابد که همه تحلیلها و وعدههای رهبران سازمان پوچ از آب درآمدهاند. در نهایت در سیر حوادث 24ساله «سگ سالی»، نیروهای امنیتی قلندر را دستگیر میکنند و پس از طی مراحل اولیه و 6 روز بازداشت آزادش میکنند. از این بابت، میتوان قلندر را رابینسون کروزوئه شمسآبادی نام نهاد.

بلقیس سلیمانی برای روایت «سگ سالی»، راوی دانای کل را انتخاب کرده است. بخش های زیادی از «سگ سالی»، بر نقلهای ماه سلطان (مادر قلندر) از حوادث اطراف و اکناف شکل گرفته است. سراسر رمان به روایت این مدت و زندگی قلندر در طویله میپردازد و داستان در کنار آن تمام اتفاقات مهم سالهای گذشته را مرور میکند. به بیان دیگر حبس قلندر در این زندان خود خواسته، بهانهای است برای مروری کوتاه از تاریخ کشور تا زمان معاصر.

شخصیتهای فرعی «سگسالی» نیز در واقع همین کارکرد را دارند و به نوعی تحولات روحی و ظاهری این افراد نیز بیانگر همین موضوع هستند. برای نمونه میتوان از شخصیت ملیحه (خواهر قلندر) نام برد. خواهری که دارای تفکرات سنتی و سیاسی بوده اما رفته رفته میپذیرد که همسرش زن دیگری داشته باشد و خودش هم برای داشتن یک زندگی مستقل به کار آرایشگری بپردازد.

در مجموع میتوان گفت این کتاب با حجمی کمتر از ۱۴۰ صفحه میتواند علاقهمندان به داستانهای اجتماعی و سیاسی را برای ساعاتی سرگرم و با اشارههای کوتاه به حوادث انقلاب جرقه ای برای مطالعات مرتبط بعدی را فراهم کند.


6. سه شنبه ها با موری /نوشته میچ آلبوم / ترجمه ماندانا قهرمانلو/ارائه دهنده: نیره نظرپاک/انتشارات قطره


کتاب "سه شنبهها با موری" ( (Tuesdays with Morrie رمانی ست بر اساس واقعیت، نوشته میچ آلبوم، نويسنده، روزنامه نگار و موسيقي دان آمريكايي. این کتاب در تاریخ ۱۹۷۷ منتشر و به بیش از سی زبان ترجمه شده است.

داستان كتاب ارتباط میچ با استاد خود موری شوارتز را روايت مي كند. موضوع اصلی کتاب به مبارزه ی موری شوارتز استاد پیشین دانشگاه با بیماری سخت و لاعلاج ای ال اس است. بيمار اي كه به تدریج اعضا و جوارح اصلی بدن را از کار می اندازد و باعث مرگ سلولی بافت ها و ماهیچه ها میگردد. اما نکته ی جالب داستان این است که موری علی رغم ابتلا به این بیماری کشنده، مرگ را پذیرفته و تصمیم میگیرد بدون توجه به نوع و سختی بیماری اش از لحظات باقیمانده زندگی و جزئيات آن نهایت استفاده را ببرد.

داستان از زبان ميچ روایت می شود. ميچ، بعد از سالها و در واپسین لحظات زندگی موری، در برنامه اي تلويزيوني متوجه بیماری مرگ بار استاد خود شده و تصمیم میگیرد به دیدش برود. "سه شنبه ها با موری" به ماجراهای چهارده سه شنبه پایانی زندگی موري با همراهي ميچ و مرور لحظات اين استاد و شاگرد مي پردازد. در واقع تمرکز اصلی داستان بر محور از دست ندادن فرصتهاست و در این همراهي موری تلاش دارد تا هر آنچه را که درباره زندگی و مرگ میداند با ميچ در میان گذاشته و او را با مفاهيم اساسي هستي آشنا سازد.

بخش هاي زيبايي از كتاب:

- آنچه را می توانید انجام دهید و آنچه را نمی توانید بپذیرید. بپذیرید که گذشته هر چه بوده گذشته، گذشته را انکار نکنید. بیاموزید تا خود و دیگران را ببخشایید. هرگز خیال نکنید فرصتی از دست رفته است.

- فرهنگ ما به گونه ای نیست که به مردم احساس خوشبختی بدهد. ما بدآموزی می کنیم، آموزش اشتباه می دهیم و باید خیلی قوی باشی که اگر متاع این فرهنگ را نمی پسندی خریدار آن نشوی .

- مهم ترین چیزها در زندگی این است که بدانی چگونه به دیگران عشق بورزی و چگونه مورد مهر و عشق آنها واقع شوی .

- چه قدر خوب است که برای تاسف خوردن به حال خودمان نیز زمان مشخص و محدودی در نظر بگیریم. چند دقیقه اشک بریزیم و بعد به استقبال روزی برویم که در پیش رو داریم .

- اشکال بر سر این است که همه عجله دارند. مردم به معنایی از زندگیشان نرسیدهاند به همین دلیل پیوسته شتاب دارند که آن را بیابند. به فکر اتومبیل بعدی، خانهی بعدی و شغل بعدی هستند. بعد میبینند که اینها مقولاتی تهی و بیمعنا هستند.

- با هم مهربان باشید و در قبال هم احساس مسئولیت کنید. اگر اینها را رعایت کنیم دنیایمان مکان بهتری برای زندگی خواهد شد. یکدیگر را دوست بدارید یا بمیرید .

برچسب: نشست کتاب خوان, نویسنده: آناهیتا مقدم تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 22:37

صفحه بندی